آلمانی - تاریخ: 1405/7/6 ساعت: 14:30
با آلمانی چالش دارم. توی خواندن خیلی خوب شده ام. تقریبا راحت کتاب می‌خوانم. البته باید کتابش هم خیلی سخت نباشد. اما توی حرف زدن مشکل دارم. کسی نبوده با او حرف بزنم. تازگی ها ابتدا کرده ام با هوش مصنوعی آلمانی حرف میزنم. خوبی ها و بدی های خودش را دارد اما از هیچی بهتر است. شعر آلمانی مثل شعر انگلیسی ...
زن - تاریخ: 1403/4/28 ساعت: 15:13
باری نکشیده بود همچون غربت در هر چمدان او دو صد تن غربتزن مثل لوکوموتیو کم جانی بود پشت سر او هزار واگن غربت + نوشته شده در شنبه ۱۴۰۳/۰۴/۱۶ ساعت 20 توسط وهید باقری  |  Adblock test (Why?)
عاشق... - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 15:47
عاشق چو شدی ، نگاردرمانی کندلتنگ شدی، کناردرمانی کنامروز در این شهر اگر یاری هستروزی دو سه بار یاردرمانی کن + نوشته شده در دوشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۰ ساعت 10 توسط وهید باقری  |  Adblock test (Why?)
ونیز... - تاریخ: 1403/2/18 ساعت: 15:47
دریای همیشه بر سر جنگ و ستیزمن ساحل امن توام از من مگریزآغوش مرا بریز در آغوشتمانند هم آغوشی دریا و ونیز + نوشته شده در چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۲/۱۲ ساعت 2 توسط وهید باقری  |  Adblock test (Why?)
- تاریخ: 1401/11/7 ساعت: 20:32
باد بر گیسوان بید دستی کشید و رفت
ترجمه - تاریخ: 1401/4/6 ساعت: 20:01
چند سال پیش شعری از شاعری آمریکایی خواندم ، خوشم آمد و ترجمه کردم. اسم شاعر را یادم نیستمادرم را خدا یک روز ماه آوریلاز اندوه و مه کناره ی دریا پدید کرداز آواز پرندگان گمشده، از نغمه ی دریانوردان سرگردان و آب افشانه های اقیانوسو ماه او را در پرسه های اشک بارش دوست می داشتکنار غوغای اقیانوسموهایش را ...
آخن آتن - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 16:54
یه کتاب ترجمه کردم. آخن آتن. نوشته نجیب محفوظ. نشر ایجاز همین
روانکاوی چند حشره - تاریخ: 1397/11/14 ساعت: 16:54
روانکاوی چند حشره ملخ: هیچ وقت نمی تونی بفهمی یه ملخ داره کجا رو نگاه می کنه. این فلسفه ی وجود ملخه. ملخی که بفهمی داره کجا رو نگاه می کنه ملخ نیست. اولین سکته در تاریخ با جهش یه خرملخ اتفاق افتاد
پ - تاریخ: 1397/6/9 ساعت: 21:50
وشته وحید باقری نگاهی به پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی تلاش های خستگی ناپذیر سانتیاگو روی دریایی که روزی با او مهربان بوده، سمبلی از شوربختی های انسانی است که بخت بد خود را باور نمی کند.
سیاه و سفید - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 14:54
آخرین کتابی که خوندم یه کتاب بی ربط بود. رفتم تو کتابفروشی و گفتم کتاب انگلیسی چی دارین و بعد Things fall apart نوشته آچه به. داستان رو لو ندم اما کلیتش در مورد این بود که چطور کولونیست های سفید سیاهای بدوی رو در نیجر استثمار کردن. یه قسمت از رمان خیلی جالبه. کشیش سفید جایی برای ساختن کلیساش می خ
یادم باشد دلیر بچه باحالی بود - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 14:54
تو مانند رودیبلا انقطاعیتو اصلی، تو نابیصدای صداییسکوتی بزرگیازین خرده نت هاجداییتو چوپان و گرگیتناقض نمایینمی دانمت, راستی توگمانم خدایی #وهید + نوشته شده در پنجشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۱۵ساعت 22 توسط وهید باقری |
و - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 14:54
آره وبلاگمو زنده نگه میدارم از وبلاگای مرده میترسم خدا کنه دستم باز بشه به نوشتن می نویسیم فعلن حتی در همین حد + نوشته شده در چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۷/۲۸ساعت 14 توسط وهید باقری |
برف - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 14:54
برف باریده، رفتم بیرون قدم زدم، خیلی وقت بود چنین امکانی نداشتیم.
ک... - تاریخ: 1396/4/10 ساعت: 14:54
گذشت زمان چیز عجیبیه یه جور داروه بگذریم آخرین کتاب آخن آتن نجیب محفوظ همسفر پروازها ی کوتاه ولی خسته کننده بهترین ایده کتاب خواندن توی هواپیماس توی اوج آسمان می فهمی نجیب محفوظ چه نویسنده بزرگیه + نوشته شده در شنبه ۱۳۹۶/۰۴/۱۰ساعت 12 توسط وهید باقری |